نسخه چاپي
پیکر شهید شما پیدا شده است
چشم انتظاری مادر شهید حمید انبارکی پس از 29 سال خبر تفحص و پیدا شدن پیکر فرزند شهیدش با حضور مسئولین استانی و شهرستانی از زبان امام جمعه شهر اهرم شنید در جمله ای که29 سال منتظر شنیدنش بود« پیکر شهید شما پیدا شده است».
كدخبر: id-3813
تاريخ: 2018-01-10 13:06:46

به گزارش "تنگستان نما"، صبح روز چهارشنبه بیستم دی ماه است و انگار نفس زمان در دل گذر لحظه ها طوری دیگر خود نمایی می کرد.

خانواده شهید انبارکی میزبان حضور مسئولین استانی و شهرستانی بودند.

همه حضور داشتند از پسر و دختر ها گرفته تا داماد و عروس از دایی و عمو تا همه ایل و تبار شهید حمید انبارکی دلهای منتظرشان رنگ و بوی دیگری داشت .

ساکنین و اهل خانه برایشان جای سوال داشت این همه جمعیت برای چه؟ همیشه برای بازدید از خانواده شهید مسئولین کمتری می آمدند و هم همه ورد زبان اهل خانه بود که معاون هماهنگ کننده سپاه امام صادق(ع) استان بوشهر که خود پسر عمومی شهید نیز بود لب به سخن گشود و به خوش آمد گویی پرداخت، شهید و خانواده بزرگوار آن را برای مهمانان معرفی کرد.

سخنان سرهنگ انبارکی تمام شد و رشته کلام به امام جمعه اهرم سپرده شد نگاهها به کلام امام جمعه دوخته شده بود.

حجت الاسلام  راستگو شروع به سخن گفتن کرد و از مادر شهید انبارکی و خاطراتی که موقع تشییع شهدای گمنام شهر اهرم از این مادر عزیز داشت بیان کرد و گفت: مادر شهید انبارکی پا به پای ما در تشییع شهدا تا لحظه تدفین شهدای گمنام حضور داشت و طوری وانمود می کرد که انگار فرزند شهیدش را شییع و به خاک می سپرد.

امام جمعه اهرم حامل یک خبر بود وقتی به نگاه امام جمعه خیره می شدی، می دیدی که او نیز مانده است این خبر را چگونه منتقل کند.

حجت الاسلام راستگوخطاب به مادر شهید انبارکی گفت: مادر شهید انبارکی یادتان می آید همچون پروانه ای دور شهید گمنام دفن شده در شهر اهرم می گشتید چقدر گریه می کردید و اهل دل بودید و همه را می گریاندید؟ امروز حامل یک خبریم و آن چیزی نیست جز اینکه دیگر چشم انتظاری شما تمام شد و پیکر پاک و مطهر شهید شما پیدا شده است.

هنوز صحبت های امام جمعه شهر اهرم تمام نشده بود که دستان شکر گزار مادر شهید به آسمان بلند شد و لب به دعا گشود و گفت: خدایا شکرت از این لحظه که چشم انتظاری من هم به سر رسید تا دیدگانم به حضور شهیدم روشن شود.

ترسیم صحنه بسیار مشکل است خانواده ای که تصویر شهیدشان را در دلِ نگران و دلوایه های سوزناک مادر به ویژه در پنج شنبه های هر هفته می دیدند نگاهشان بغض آلود بود و وقتی امام جمعه این خبر را به مادر داد بغض همه ترکید، از مادر گرفته تا خواهران و برادر شهید از عمو تا دایی و همه اهل آن خانه چشمی نبود که خیس نشود و دلی نبود که با اشک رابطه بر قرار نکند.

دستان پر دعای مادر به آسمان بلند شد.

یکی مشکل گشا پاشید.

مادر شهید از سفره نذری گفت که امسال فقط برای شهید بر پا کرده بود و اینک چه زیبا دیدگان حضار در آن خانه لحظه با خبر شدن مادر شهید از پیدا کردن پیکر فرزندش پس از 29 سال به نظاره نشست و مادر شهید انبارکی در آغازین لحظات با خبر شدن این مهم برای کسانی که مشکل دارند دعا کرد و گفت: خدایا به حق این لحظه هر کسی که در زندگی مشکلی دارد مشکلش را بگشا.

آری امروز چه زیبا روزی بود نه تنها برای خانواده و مادر شهید انبارکی بلکه برای همه تنگستانیها که فرزندی از دیار دلیران، سرافراز و بلند آواز به خانه برخواهد گشت، خوش آمدی شهیدم ای چون کوه بزرگ و ای چون آفتاب درخشان خوش آمدی خوش آمدی....

 

/انتهای پیام