شعرهای انقلابی را دوست دارم/ بیشتر دوست دارم از غم و غصه بنویسم به گزارش تنگستان نما،

خبرنگار سایت تنگستان نما در گفتگوی اختصاصی با مهدیه ماندگار نسب شاعر جوان اهرمی انجام داده و در آمده است.

لطفا خودتان را کامل معرفی کنید.

وقتی که قلم داد به من حضرت استاد

میگفت خدا خواسته دلتنگ نباشی…

به نام خدایی که مرا شاعر آفرید

امیدوارم روز و روزگار بر وفق مرادتان باشد، مهدیه ماندگار نسب متولد ۱۸ دی ماه ۱۳۷۹ هستم (بر عکس بسیاری از خانوما از اعلام کردن سنم ابایی ندارم (با خنده)

فرزند اول خانواده هستم و یک برادر کوچکتر از خود دارم به خانواده ام عشق میورزم و با عشق زندگی می کنم، در خانواده ای ادب دوست بزرگ شدم و شاعری را از خانواده ام(خانواده ای پدریم) به ارث برده ام و پشت کنکوری هستم.

علاقۀ شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟

فکر کنم علاقه به ادبیات و عشق ورزیدن به آن از دوران کودکی در وجودم بوده هست و خواهد بود ولی من از زمانی ک خود را شناختم و فهمیدم می توانم حرف بزنم، فکر می کنم دو یا سه سالگی یادم می آید شعر می خواندم و به خواندن شعر عشق میورزیدم بدون اینکه بفهمم شعر چیست و چگونه می تواند باشد.

بعد از گذشت سال ها در دوران دبستان حس کردم که می توانم خیال پردازی کنم و بنویسم این کار را با یک انشای سه صفحه ای در کلاس  چهارم دبستان شروع کردم و مورد تشویق معلم قرار گرفتم(سرکار خانم سلامی هر کجا هستند سالم و سلامت باشند) بعد از آن نمایشنامه ی کوتاهی نوشتم ک دیالوگ های بازیگران اکثرا در شعر خلاصه می شد و باز هم با تشویق آموزگارم مواجه شدم، متن ها و شعر های گوناگون می نوشتم و روز به روز علاقه مندی ام  به شعر و شاعری و دنیای نویسندگی بیشتر می شد.

 از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟

کلاس هشتم بودم که سه غزل را برای مسابقات فرهنگی هنری فرستادم ولی متاسفانه هیچ کدام حائز مقام نشدند اما دست نکشیدم و اینبار با روش نیما دست به کار شدم  شعر را برای مسابقه ی پرسش مهر فرستادم و در عین ناباوری مقام اول استان در رشته ی شعر را کسب کردم از آنجا بود که فهمیدم می توانم و شعر را به صورت جدی ادامه دادم .قبل از ایکه این مقام را کسب کنم سهراب می خواندم اما اینبار بیشتر، نیما می خواندم اما اینبار بیشتر، بیشتر دقیق تر و عمیق تر ادامه دادم و طی چندین سال متوالی مقام اول شعر در مرحله ی استانی را کسب کردم و شعر هایم به مرحله ی کشوری فرستاده شدند.

 نظر خانواده دربارۀ شعر گفتن شما چه بود؟

از اینکه یک شاعر دیگر به جمعشان اضافه شده بود خرسند بودند( با خنده)

 آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه می‌کنید و در سرودن تحت تأثیر کدام شاعر هستید؟

دیوان حافظ را عاشقانه دوست می دارم و در حال حاضر بیشتر ان را مطالعه می کنم(سعی دارم تمام اشعاری که در دیوان او ذکر شده را به خاطر بسپارم)

پیشتر ها از نیما تاثیر می گرفتم اما اکنون تحت تاثیر شعر های لسان الغیبم از جهت اینکه شعر های ایشان از مردم دور نیست جوری ست که انگار حرف دل آدم را به زبان می آورد (البته شاید از نظر من)

نظرتان در مورد شعر های انقلابی چیست؟

حس و حال موجود در شعر های انقلابی را دوست دارم  و جدیدا بیشتر از قبل سعی می کنم در شعر های وطنی ام مفهوم و موضوع انقلاب را نیز وارد کنم و در کنار هم ترکیب زیبایی از این دو بسازم.

فانوسی از خوشید

شب جمعه شب سخت عملیات
تو بودی مهر و تسبیح تو بود و کوله باری از مناجات
تو میرفتی میان خارزار دشت های خسته از توفان
و با جان و دلی آکنده از ایمان
تو با فانوسی از خورشید
تو با دنیایی از امید
تو در آغوش شب پیغامی از خوشید آوردی
سهیل و ماه در دستت فروغ روشن ناهید آوردی
برای شب نشینان قصه گفتی از سحر از بامدادان
از این آغاز راه و خط پایان

***********

تو رفتی…
تو رفتی تا جهان بهتر شود
گل بشکفد
ظلمت بمیرد
و من ماندم کنار رد پاهای تو با یک شاخه ی گل
ولی باور ندارم رفتنت را ….
تو رفتی؟!
نه نرفتی
تو هستی  در کنار بوی گل ها
کنار قصه و موسیقی مرغان دریا
کنار لحظه های سبز بودن
کنار هر سرودن
تو احساس بهاری
تو هم اردیبهشتی هم گلی بر شاخساری
شهید زنده ی تاریخ هستی
تو ابراهیم گونه پیکر ظلمت شکستی

**********
سلامم بر تو که با کاروانی از شقایق
بلندای افق در دست داری
نگاهی عاشق و سرمست داری
درودم بر تو ای اسطوره ی عشق
که جاری کلامت سوره عشق
تو هستی در کنار لحظه هایم
همیشه حاضری و هم نوایم

موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

بیشتر دوست دارم از غم و غصه بنویسم، نمیدانم بار ها گفته ام قلمم به شادی نم یرود.

دبیر ادبیات دوره ی دبیرستان می گفت: متن هایت بیش از حد غمگین است جوری که آدم دلش میخواهد بعد از شنیدنش زار زار گریه کند و جدیدا شعر هایم را با موضوع وطن می نویسم.

ی  به نظر شما شعر گفتن قابل یادگرفتن است یا ذاتی‌ست؟

خیر از نظر من شعر گفتن اصلا قابل یادگیری نیست و کاملا ذاتی و در مواردی ارثی می باشد، شعر باید از درونت بجوشد و متولد شود و چنین چیزی را نمی توان به کسی یاد داد.

 به عنوان یک شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟

به درجه ای برسم که بتوانم صدایم را به همه ی مردم برسانم.

 در چه جشنواره‌هایی برگزیده شده‌اید؟

شاید خیلی از مقام هایم را فراموش کرده باشم اما آنهایی را که به یاد می اوردم  خدمتتان عرض می کنم.

*یکی از برگزیدگان اولین جشنواره ی استانی آبیاران جوان

*انتخاب به عنوان نخبه ی ادبی استان

*جوان موفق در حوزه ی پرورشی سال۱۳۹۵

*مقام اول شعر در ششمین جشنواره ی مسابقات فرهنگی هنری مرحله  استانی سال ۹۷-۹۶و راهیابی به مرحله ی کشوری

*مقام اول شعر در مسابقات فرهنگی هنری مرحله ی استانی و راهیابی به مرحله ی کشوری ۹۶-۹۵

*رتبه ی اول شعر در مرحله ی استانی پانزدهمین فراخوان ملی پرسش مهر سال ۹۴ و راهیابی به مرحله ی کشوری

*رتبه ی اول داستان نویسی در مرحله  ی استانی پانزدهمین فراخوان ملی پرسش مهر ۹۴

*رتبه ی اول شعر در مرحله ی استانی شانزدهمین دوره ی فراخوان ملی پرسش مهر سال ۹۵

تاکنون چند شعر برای خانواده تان سروده‌اید؟

یک شعر برای پدرم که نتوانستم عظمت و بزرگی اش را در ان جای دهم، یک شعر محلی برای برادرم که تا به حال برایش نخوانده ام و جدیدا هم شعری محلی برای پدربزرگ آسمانی ام.

انجمن‌های شعری چه تأثیری بر شعر شما داشته است؟

شاید دلیل نوشتن تعداد زیادی از شعر هایم انگیزه هایی بود که از حضور در انجمن می گرفتم. میتوانم بگویم انجمن تاثیر بسیار بسیار زیادی در سرودن شعر برای من داشته است و از شرکت در انجمن معذورم و ناراحت اما بعد از کنکور تمام نبودن هایم را جبران میکنم

 آیا شعر در همه حال به سراغتان می آید یا فقط در اوقات دلتنگی؟

بله در همه حال اما بهترین شعر هایم را زمانی نوشته ام که در اوج ناراحتی به سر می بردم.

چه تغییر و تحولی در خود و آثارتان داده اید یا می خواهید بدهید؟

سعی دارم از این به بعد به سرودن شعر به زبان شهر و دیارم بپردازم و فرهنگم را گسترش دهم

 به شما خبرمی دهند که برنده ی یک جایزه ی کلان و گران قدر ادبی شده اید و میلیونها تومان پول به حسابتان خواهد آمد ؛واکنش و اقدام صادقانه تان چگونه خواهد بود؟..

خب مسلما بی نهایت خوشحال می شوم و اینکه قسمتی از جایزه را اختصاص میدهم به مدارس یا مساجدی که امکانات کافی ندارند مابقی اش را هم نم یدانم

 چند تا شعر دارید؟

تا به حال آنها را نشمارده ام نمیدانم زیاد هستند.

 مشوق شما در شاعری چه کسی بوده است؟

عمه ام که خودشان نیز شاعر هستند(اشرف ماندگار نسب) ایشان بودند که به من باور بخشیدند که می توانم و توانستم بعد از آن پدر و مادرم و معلم پرورشی دوره ی متوسطه ی اولم (سرکار خانم مستانه)

آیا شعرهایتان درکتابی چاپ شده یا قصد چاپ کتاب را دارید؟

چند شعر را برای چاپ در کتاب از کوه تا کرانه فرستاده ام  و اینکه قصد چاپ کتاب را دارم منتها نه کتاب شعر بلکه کتابی درباره ی فرهنگ و ادبیات شهر و دیارم، بعد از کنکور به صورت جدی به جمع اوری اطلاعات برای گنجاندن در این کتاب می پردازم و از مردم فرهنگ دوست و ادب دوست شهرم خواهانم که در حد توان با بنده ی حقیر همکاری به عمل بیاورند.

 در نهایت یک آرزوی قشنگ برای شعر و شاعران کنید و اگر حرفی باقی مانده است بفرمایید.

امیدوارم که شعر به آن جایگاه والا و ارزشمند خود برسد و به واسطه آن شاعران نیز جایگاه خود را بدست بیاورند به امید روزی که همه ی شاعران بدون دغدغه و دلواپسی شعر های خود را منتشر کنند.

شاید  هیچ وقت نتوانستم آنطور که باید از او قدردانی کنم اما بر خود واجب میدانم از کسی تشکر و قدردانی کنم که همیشه مشوقم بوده و هست، کسی که با نگاهی نگران پشت تمام تریبون های مدرسه ایستاد و پدرانه همراهی ام کرد آقای اسفندیار زنده بودی ممنون بابت همه ی بودن هایت ممنون بابت همه ی نگرانی هایت و ممنون بابت اینکه همیشه و همیشه صدای مرا شنیدی و به گلایه هایم گوش سپردی ممنوم.

حرفِ آخر …
شعر از همیشه مهربان تر است
هیچ کس به شعر شک نمی کند
با امید شعر زندگی نکن
شعر می کشد کمک  نمی کند

 

گفتگو از: عابد تمدنی

انتهای پیام/